لبخند

چند نفر در زندگیتان میشناسید که رفیق باشند و پا به پایتان و دست در دست هایتان بی هیچ حرفی بیایند و تنها لبخند بپاشند به شما؟ چند نفر را میشناسید که زمان خنده و گریه تنهایتان نگذارد؟ من زیاد میشناسم؛ عزیز ترینشان لبخند روی لباس مدرسه ام بود؛ لبخندی که با خودکار ابی کشیده بودم و هیچ وقت نخواستیم که پاک شود؛ نه من و نه خودش. خیلی رفیق بود، به یک کادو ازگذشته میمانست برای اینده ام؛ هدیه من در روز خوش حالی برای روزهای سردم که با یک اشاره بیاید مقابلم و بی هیچ حرفی گرمم کند؛ که بشود همان لبخند دنیا در جواب لبخند هایم.

دلم تنگ رفیقم شده من بی معرفت...

منبع اصلی مطلب : -خانم دایناسور-
برچسب ها : لبخند
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : لبخندها...